هویت ایرانی ـ اسلامی در کودکان و نوجوانان را چطور تقویت کنیم؟

من فرزند این وطنم

ایجاد مهدهای نگهداری کودک در ادارات یکی از روش‌های حمایتی از مادران است

مهدهای ادارات؛ پایانی بر دوراهی «کار» و «مادری»

خیلی فرقی نمی‌کند، این‌که کار کردن برخی از خانم‌ها واجب و برای گذراندن زندگی باشد یا آن احساس استقلالی است که با داشتن درآمد شخصی دارند! هرچه که هست، برای بسیاری از آنها سخت است که از سال‌ها کار کردن‌شان دست بکشند و دور درآمد شیرین را خط بکشند.
کد خبر: ۱۴۰۵۳۰۱
نویسنده ​​​​​​​نرگس خانعلی‌ زاده - گروه جامعه

زنانی که این روزها بعد از تمام شدن ۹ ماه مرخصی زایمان باید بر سرکار برگردند، اما واقعا ممکن است؟ سپردن کودک ۹ ماهه و برگشت به کار و این دوری چند ساعته، همان‌چیزی است که مادران را مجبور به انتخاب می‌کند؛ انتخابی بین مادری یا شاغل بودن؟ البته که غریزه مادری باعث می‌شود که قریب به اتفاق مادران گزینه اول را انتخاب می‌کنند اما واقعا راه بهتری وجود ندارد تا میان این دوراهی قرار نگیرند؟ واقعیت این است که نبود مهد‌کودک در محل اشتغال زنان شاغل و بالا بودن شهریه کودکستان‌ها در سطح شهر، تبدیل به یک چالش و بحران برای مادران شاغل شده‌است؛ بحرانی که شاید به بحران بزرگ‌تر سالمندی و پیری جمعیتی که با آن روبه‌رو هستیم، وصل شود.

طی چند سال اخیر، خبرش بارها دست به دست و زبان به زبان چرخیده و پیچیده: «وعده بازگشت مهدهای کودک به ادارات.» اما این‌که بفهمیم این وعده تا به امروز چقدر عملی شده‌است، خیلی کار سختی نیست! کافی است نگاهی کلی و گذرا به چند اداره مهم شهری مانند تهران بیندازیم؛ اداراتی که قریب به اتفاق آنها، نشانی از یک اتاق کوچک اما رنگی و شاد تحت‌عنوان مهد‌کودک ندارد! واقعیت این است که این روزها مادران در ۹ماهگی فرزندشان، در حالی باید بر سر کار برگردند که کودک‌شان همچنان به شیر مادر نیاز دارد! پس این چه برگشت به کار و این چه حمایتی است؟ مادر چطور می‌تواند بر سر شغلش برگردد در حالی که تغذیه اصلی کودکش همچنان شیر مادر است؟ پس چطور فرزندآوری و بعد از آن، تغذیه با شیر مادر را توصیه می‌کنیم در حالی که لازم است بیشتر از چهار پنج ساعت در روز، مادر سر کار باشد و کودکش را به دوست و آشنا یا مهد‌کودکی دور سپرده باشد؟ همه این معضلات در حالی شکل گرفته‌است که وجود یک فضایی تحت‌عنوان مهد‌کودک در محل کار مادر، می‌تواند حلال همه این مشکلات باشد! مادری را تصور کنید که فرزندش را شیر می‌دهد و آن را با خیال آرام به مربی حاضر در مهد می‌سپارد و پله‌ها را طی می‌کند و بر سر کارش برمی‌گردد و دوباره و هر زمان که مادر و کودک به همدیگر نیاز پیدا کنند، در فاصله زمانی کمتر از یک دقیقه، همدیگر را در آغوش می‌گیرند. به نظرتان این تصویر، بیش از حد، ایده‌آل و زیبایی نیست؟

قانونی که به اجرا نرسیده‌ است

نیاز به تجهیز شدن ادارات، آن چیزی است که در تبصره ۳ ماده ۲۲‌قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مصوب آبان ۱۴۰۰ آمده‌است: «همه دستگاه‌های مذکور در ماده (۲۹) قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مکلف هستند با مشارکت بخش خصوصی یا به صورت خرید خدمات، نسبت به تأمین مهدکودک برای نگهداری کودکان مادران شاغل در همان دستگاه اقدام کنند.» اما واقعا این قانون چقدر اجرایی شده‌است؟ قانونی که براساس آن، بسیاری از بانوان شاغل و کارمند در دستگاه‌های اجرایی را به ایجاد پویش‌های مختلف ترغیب کرده‌است؛ پویش‌هایی که اصلی‌ترین خواسته آنها، ایجاد مهدکودک برای نگهداری فرزندان مادران شاغل در محل کار است؛ بانک، بیمارستان، کارخانه، دانشگاه! فرقی نمی‌کند؛ هرجایی که مادری نقش و مسئولیتی دارد و می‌تواند باری از دوش جامعه بردارد، نیاز به چنین خدمتی دارد.

از حرف تا عمل

واقعیت این است که نمی‌توان مدام از فرزندآوری و مقابله با بحران سالمندی و کاهش جمعیت حرف زد اما هیچ‌قدمی برای آن برنداشت. افزایش مرخصی زایمان از شش ماه به ۹ ماه، بهبود شرایط مالی خانواده و ... از اقدامات خوبی است که این روزها در حال اجرایی شدن است اما کافی نیست. در واقع برای مادری که بعد از به پایان رسیدن مرخصی ۹ ماهه، باید برسر کار برگردد، هیچ‌چیز به اندازه فرزندش، ذهن و فکر او را مشغول نمی‌کند و با راهکارهایی مانند ایجاد مهدکودک در ادارات دولتی و خصوصی، به سادگی می‌توان این دلمشغولی مادران را رفع کرد و شاید از آن مهم‌تر، زنان شاغل را به فرزندآوری و حمایت‌های بعد از آن، ترغیب کرد.

راحت‌تر از آنچه فکرش را بکنید

چه می‌خواهد؟ شاید یک اتاق ده بیست متری و یک یا دو مربی. این ابتدایی‌ترین هزینه‌ها و امکاناتی است که می‌تواند هر اداره‌ای را مجهز به مهد کودکی کند که می‌تواند امنیت روانی کارمندانش، به ویژه مادران را تامین کند؛ مادرانی که دیگر دل‌شان پیش فرزندش که به اقوام یا مهدکودکی دور سپرده است، نیست و می‌داند دلبندش همین‌جاست و به فاصله چند قدم یا چند پله با او فاصله دارد.

دکتر صابر جباری، سرپرست مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده، مدارس وزرات بهداشت و مسئول دبیرخانه قرارگاه جوانی جمعیت وزارت بهداشت، اصلی‌ترین عامل این اتفاق را کمبود بودجه می‌داند:« در راستای حمایت از مادران در مراکز عمومی، دو جنبه در نظر گرفته شده‌است؛ یکی مهدهای کودک برای نگهداری فرزندان مادران شاغل در محل کار و دیگری مراکزی تحت عنوان تکریم مادر و کودک. در واقع این مراکز، محلی برای مادران مراجعه‌کننده به ادارات، سازمان‌ها، ارگان‌ها و ... است که به راحتی نیازهای کودک از جمله شیر دادن، تعویض پوشک کودک و ... را برآورده کنند.»

اما به نظر می‌رسد برای همه این ایده‌های ایده‌آل، بودجه‌ای اختصاص داده نشده‌است:«روند احداث این دو فضا در مراکز مختلف آغاز شده‌است اما با توجه به این‌که بودجه‌ای کافی برای پیشبردش وجود ندارد، سرعت به سرانجام رسیدن و فراگیری آنها در سطح کشور بسیار کند است.» این را دکتر جباری می‌گوید که معتقد است اگر سازمان برنامه و بودجه، منابع لازم برای این طرح را تامین کند، گامی بزرگ برای حمایت از مادران و از آن مهم‌تر، حمایت از قانون جوانی جمعیت برداشته خواهدشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها