گفت‌وگو با پرویز بیگی حبیب‌آبادی درباره «زنده‌یاد مشفق کاشانی»

مشفق؛ گنجینه 6 دهه تاریخ ادبیات ایران

عباس کی‌منش نام شاعری است که با تخلص مشفق کاشانی سال‌ها شاعری کرد و شاعرانه زیست. اما مشفق کاشانی فقط نام یک شاعر نیست، نام انسان بزرگی است که علاوه بر توانایی‌اش در عرصه شعر، انسان بزرگوار و وارسته‌ای بود که چند روزی است با دنیای ما خداحافظی کرده و راهی سفری ابدی شده است.
کد خبر: ۷۶۲۱۰۲
مشفق؛ گنجینه 6 دهه تاریخ ادبیات ایران

استاد مشفق کاشانی شاعری تاثیرگذار بود که شش دهه از عمرش را در راه ادبیات و شعر گذراند. با بخش عمده‌ای از شاعران بزرگ معاصر کشورمان حشر و نشر داشته و از شاعران فعال و تاثیرگذار کشورمان پس از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب می‌شود.

«سرگذشت یادها» برای آنها که کتاب‌های مربوط به شاعران معاصر انقلاب را دنبال کرده و می‌خوانند نام آشنایی است. این کتاب را پرویز بیگی حبیب‌آبادی شاعر و مدیر انتشارات فصل پنجم درباره زندگی و فعالیت‌های استاد بزرگ شعر معاصر مشفق کاشانی منتشر کرده است. با بیگی حبیب‌آبادی درباره تاثیرات استاد مشفق کاشانی بر شعر و ادبیات و جایگاه ایشان در شعر معاصر گفت‌وگویی کوتاه انجام دادیم.

شما عمری با مرحوم مشفق سپری کرده‌اید و کتابی را هم با عنوان «سرگذشت یادها» درباره زندگی، احوال و آثار ایشان منتشر کردید. کمی در این‌باره توضیح دهید.

ابتدا درگذشت استاد مشفق کاشانی را به همه مردم ایران، خانواده ایشان و همچنین شعرا تسلیت می‌گویم. درباره کتاب «سرگذشت یادها» سوال کردید. همان‌طور که گفتید این کتاب درباره زندگی و آثار این شاعر بزرگ است. من سه سال برای جمع‌آوری این کتاب زمان گذاشتم و ساعت‌ها با ایشان گفت‌و‌گو کردم و سپس همه آنچه به ایشان مربوط می‌شود را در یک کتاب منتشر کردم. زندگینامه استاد از آغاز تا امروز، شرح آثار و کتاب‌ها و مقالات، گفت‌و‌گوها و نقد و نظرها، آلبوم عکس از سنین مختلف، خاطرات مشفق کاشانی با مرحوم سهراب سپهری، خاطرات با مرحوم مهدی اخوان‌ثالث، خاطرات با مرحوم ابوالقاسم حالت و جمعی از طنزسرایان نامی ایران و شرح مسئولیت‌های فرهنگی و ادبی ایشان بخشی از کتاب است. همچنین خاطرات مشفق کاشانی با بیژن ترقی، فریدون مشیری، شهریار و مهرداد اوستا و بخش‌هایی چون اخوانیات، غم‌ها و شادی‌ها، موفقیت‌ها و شرح سفرهای داخلی و خارجی این شاعر معاصر، شرح حضورشان در انجمن‌های ادبی هم در این کتاب آمده است.

آشنایی شما با استاد به چه زمانی می‌رسد؟

من سال 1359 با استاد مشفق در حوزه هنری آشنا شدم. افتخار شاگردی ایشان را داشتم. ایشان در کنار زنده‌یاد مهرداد اوستا و محمود شاهرخی جلسات شعر حوزه هنری را شکل داده بودند. این آشنایی ادامه پیدا کرد تا این‌که در سال 82 مقدمات جمع‌آوری و انتشار این کتاب فراهم شد. درواقع این کتاب بخش کوچکی از دین من به استاد مشفق است. هرچه گفته می‌شود اگر ثبت شود نقش بر سنگ است و اگر ثبت نشود نقش بر آب است. در این کتاب سوال‌هایی پرسیده‌ام تا حلقه‌های مفقوده ادبیات را پیدا کنم و اینها برای ادبیات موثر است. سعی کردم نقطه مبهمی در این کتاب باقی نماند و مقاله‌ها را نیز در این کتاب آورده‌ام.

استاد عمر طولانی و به تبع آن تجربه‌های متعددی از روزگاران مختلف داشته‌اند. این تجربه‌ها تا چه حد در کتاب متجلی شده‌ است؟

استاد گنجینه تاریخ ادبیات معاصر بودند و حافظه عجیبی نسبت به شعر گذشته و امروز داشتند. از طرف دیگر سه دوره رضاخان، محمدرضا پهلوی و انقلاب اسلامی را تجربه و شاعران بسیاری را ملاقات‌و با آنها گفت‌و‌گو کرده بودند. خاطرات بسیاری هم از انجمن‌ها و کانون‌های ادبی کشورمان طی نیم قرن گذشته داشتند. خاطرات و نظرات استاد درباره این موضوعات در کتاب آمده است. مثلا ایشان خاطرات یا دیدارهایی با شهریار، محمود شاهرخی، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو و... داشته‌اند که در کتاب آمده است. همچنین درباره جلسات متعدد ایشان با فروغ فرخزاد هم در کتاب توضیحاتی ارائه شده است. به همین دلیل گفتم ایشان گنجینه تاریخ شفاهی هم بودند، چون با قله‌های شعر فارسی طی نیم قرن گذشته حشر و نشر داشتند.

سهراب سپهری کشف مشفق کاشانی بوده است. این موضوعی است که شما در آیین بزرگداشت استاد بیان کردید. کمی بیشتر درباره این موضوع توضیح دهید.

استاد مشفق کاشانی با سهراب سپهری دوستی صمیمی داشت و سهراب را به سرایش و شعر گفتن تشویق می‌کرد. استاد مشفق بود که این شوق را در سهراب زنده کرد. دستخط‌ها و شعرهای کلاسیک سهراب سپهری را هنوز با خود داشتند و در کتاب هم منتشر شده است.

از میان ویژگی‌های شخصی ایشان چه چیزی در ذهنتان پررنگ‌تر است؟

ایشان بسیار شوخ طبع بودند. حافظه بسیار خوبی داشتند و تا شنبه همین هفته که خدمتشان بودم هنوز هم شعر و غزل‌های تازه می‌سرودند. تمام خاطراتشان را به یاد داشتند و کوچک‌ترین خللی به حافظه‌شان در سن نود سالگی وارد نشده بود. دست بسیار گشاده‌ای داشتند و چه روزها که شاعران دیگر در تنگناهای مالی بودند و ایشان از کمک کردن در حق آنها مضایقه نکردند. در بزرگی ایشان هم همین بس که در دوره‌های مختلف زندگی‌شان همیشه شاعران درباره خوبی‌های ایشان و جایگاه شعری‌شان نوشته‌ و گفته‌اند.

ایشان با همه حشر و نشر داشتند و دوست بودند، اما همیشه مثل خودشان فکر کردند و نوشتند و زندگی کردند. این استقلال ایشان در کنار دیگر ویژگی‌های مثبتشان بخوبی شخصیت او را به ما معرفی می‌کند. زنده‌یاد اخوان‌ثالث، زنده‌یاد جمال‌زاده، مرحوم یغما و بسیاری بزرگان دیگر در وصف شعر و شخصیت ایشان نوشته‌اند. از طرف دیگر با جوانان هم رابطه بسیار خوبی داشتند و همواره با روی خوش آنها را راهنمایی کرده یا به آنها کمک می‌کردند. به قول آقای آهی ایشان از نوادر روزگار هستند و در سن نود سالگی کلمات چون موم در دستشان بود و غزل‌هایی زیبا می‌سرودند. من ایشان را در مقدمه کتاب «سرگذشت یادها» توصیف کرده‌ام که دوست دارم بخشی از این مقدمه را هم منتشر کنید. کتاب در هشتاد و دو سالگی ایشان نوشته شده و در مقدمه هم بنده به این موضوع اشاره کرده‌ام.

بخش‌هایی از مقدمه کتاب «سرگذشت یادها» به قلم پرویز بیگی حبیب‌آبادی

هشتاد و دومین سال زندگی خود را می‌گذراند. با همه بهارها و پاییزها، با همه بهارانه‌ها و پاییزانه‌ها، حال با تکیه بر عصایی که همیشه همراه اوست راه می‌رود و می‌ایستد و با تکیه بر عشق می‌خواند و می‌نویسد و می‌سراید که بودن بهانه‌ای است برای سرودن. سال‌هاست که از درد شدید پا گله دارد، اما تا می‌نشیند و نفس تازه می‌کند و کمی از دردش آرام می‌شود، می‌خندد و با مطایبه‌ای سر صحبت را باز می‌کند. گاه از گذشته خود می‌گوید، از روزهایی که اینک به خاطره‌ها پیوسته است. خاطره‌هایی که هم شیرین است و هم تلخ. از کاشان می‌گوید، از کودکی، نوجوانی، میانسالی. از آشنایی با شاعرانی که به کهکشان پیوسته‌اند. از گذشته دور می‌گوید، از طنزها و مطایبات. از شب‌های شعر، از اولین دیدار با شاعران و گاه آخرین دیدار. از زندگی می‌گوید با همه اشک‌ها و لبخندها. تلخی‌ها و شیرینی‌ها. بن‌بست‌ها و گشایش‌ها. این خاطرات و این تجربه‌ها حکایت یک روز و یک ماه و یک سال نیست. حکایتی است که در متن یک زندگی جریان داشته است. آن هم بیش از 80 سال با همه فراز و فرودها. آنچه او می‌گوید آسان به دست نیامده و نباید آسان از دست برود و آسان از کنار آن عبور کرد و نباید به فراموشی سپرده شود.

استاد مشفق کاشانی تاریخ شفاهی شش دهه ادبی را در سینه دارد که گاه با تاریخ سیاسی و اجتماعی نیز پیوند می‌خورد. تاریخی که به قول خود او مطالعه آن می‌تواند برای نسلی که در هوای شعر نفس می‌کشد نکات آموزنده‌ای را در بر داشته باشد... زندگینامه مشفق زندگینامه یک شخص نیست. بخشی از تاریخ و تاریخ ادبیات این کشور است، با همه تلاطم‌ها و آرامش‌ها با همه عشق‌ورزی‌ها و دردها و دردمندی‌ها.

زینب مرتضایی فرد‌ /‌ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها